برای دومین بار توی عمرم دلم میخاد واسه یه نفر دیگه گریه کنم .
بار اولش سال 74 واسه پدر بزرگم ( پدر مادرم ) بود .
و این بار دو صد افسوس بیشتر ...
راستش زبونم بند اومده نمیدونم چی باید بگم ...